الشيخ فاضل اللنكراني
41
اخلاق فاضل (فارسى)
است كه كار ، بسيار سنگين و مشكل است . « 1 » خلاصه اينكه در ميان اعضاى انسان اين زبان به قدرى نقش دارد كه به نظر من كسى قادر نيست آثار سوء و آثار حسن آن را بشمارد . از اين رو بايد آثارش را نفياً و اثباتاً با ساير اعضا مقايسه و محاسبه كرد . به خاطر همين سه نكتهاى كه مطرح شد ، « حفظ اللسان » از تمام مسائل بالاتر است و حضرت به همين دليل در اين روايت مىفرمايد : عاقل كسى است كه زبانش را حفظ كند . محافظت از زبان مشكل است ، اما ضرورت دارد ؛ چراكه همواره به اين مسأله مبتلا است . پس خيلى بايد مراقب باشد كه اين مسائل بسيار حساس است . انسان آنقدر آزاد نيست كه هر جا هر چه بخواهد بگويد « 2 » و هر چه بخواهد بشنود ! آزادى ما در محدودهء اسلام است و نبايد از محدودهء آن تجاوز كرد ، آزادى خارج از محدودهء اسلام ، آزادى نيست « 3 » . در تحف العقول به روايتى از امام باقر ( ع ) برخورد كردم كه با حديث مورد بحث ما بسيار متناسب است . روى عن الإمام أبى جعفر محمد بن على باقرالعلوم ( ع ) : « إِنَّ هَذَا اللِّسَانَ مِفْتَاحُ كُلِّ خَيْرٍ وَ شَرٍّ فَيَنْبَغِى لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَخْتِمَ عَلَى لِسَانِهِ كَمَا يَخْتِمُ عَلَى ذَهَبِهِ وَ فِضَّتِهِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ 6 قَالَ رَحِمَ اللَّهُ
--> ( 1 ) . قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ( ع ) : مَنْ عَلِمَ أَنَّ كَلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ قَلَّ كَلَامُهُ إِلَّا فِيمَا يَعْنِيهِ ، مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَاؤُهُ وَ مَنْ كَثُرَ خَطَاؤُهُ قَلَّ حَيَاؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَيَاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ وَ مَنْ مَاتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النَّار . ( بحار الأنوار ، ج 68 ، باب 78 ، ص 274 ) هر كس بداند سخن او از اعمالش به حساب مىآيد در گفتار خود كوتاهى مىكند و از لغويات دست بر مىدارد . فرمود : هر كس پر حرف باشد خطايش زياد خواهد بود . فرمود : هر گاه ادب نداشتى سكوت را مراعات كن . ( 2 ) . عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ( ع ) قَالَ : مَا مِنْ شَىْءٍ أَحَقَّ بِطُولِ السِّجْنِ مِنَ اللِّسَانِ . ( بحار الأنوار ، ج 68 ، باب 78 ، ص 274 ) هيچ چيز سزاوارتر از زبان براى زندانى كردن طولانى مدت نيست . ( 3 ) . قَالَ رسولالله ( ص ) : إِنَّ اللَّهَ عِنْدَ لِسَانِ كُلِّ قَائِلٍ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ امْرُؤٌ وَ لْيَعْلَمْ مَا يَقُول . ( إرشاد القلوب ، ج 1 ، ص 104 ) خداوند نزد هر گويندهاى حاضر و نزد زبان هر گويندهاى است ، پس بايد خدا را مد نظر قرارداده ، بداند كه چه بر زبان مىراند .